X
تبلیغات
رایتل

شنوایی شناسی ۸۸همدان

علمی-فرهنگی-هنری

آخه اینم شد تابستون!!

از اول این تابستون کلی برنامه جهت غنی سازی اوقات فراغت ریخته بودم اما ای دل غافل ! آخه آدم عاقل می شینه با این آب و هوا 50 درجه زیر دمای جوش اهواز برنامه بریزه !روزای اول یکی از دوستان تماس گرفت گفت ابتسام استعدادم داره همین طورتلف میشه می خوام برم کلاس فلان و فلان و الا آخر بیا تو هم بریم ،چند روزر بعد زنگ زدم گفتم چه خبر گفت می دونی چیه: گور بابای هر چی استعداد!!! بابا با این آب وهوا قید هرچی استعداد بود ما زدیم.

ظهر! از خواب بیدار می شم می رم حیاط یه سلام به خدا بدم! حس می کنم می خوام ذوب شم :اشکال نداره تا بعد از ظهر بهتر میشه بعد از ظهر تصمیم می گیرم برم بیرون حس می کنم چشام می خواد از جاش بزنه بیرون! :شب دیگه بهتر میشه. شب با خونواده میریم بیرون بلکه نسیمی راهشو به سمت اهواز گم کرده باشه ! ولی نه اینجا در حق ما بخیل تر از این حرفاس به جز سموم چیزی تحویل نمیده! خلاصه تابستون خوب به ما نیومده!!

و اما روزهای مبارک ماه رمضان:ساعت 2 ظهر چشامو باز می کنم: می تونم تا نیم ساعت دیگه بیدار شم! ساعت 3 یه نگاه به ساعت می اندازم: 5 دقیقه دیگه بیدار می شم! یه ربع به 4 به زور چشامو باز می کنم : بذار 4 شه دیگه! و مث هر روز این رمضون چهار و نیم از خواب بیدار میشم آخه اینا نتیجه شب زنده داریه این ماه نوره، به خدا تقصیر آب و هواس اینقد تنبل نیستم ها!!

از سر بیکاری گفتم یه در ودل با دوستان داشته باشم.اما خداییش هوا داره بهتر میشه زیاد دلتون نسوزه!!

راستی تابستون شما چطوره؟ خوش میگذره؟ تو رو خدا به این وبلاگ هم یه سر بزنید

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:53 ب.ظ | نویسنده: ابتسام | چاپ مطلب 13 نظر