سلام به همگی
امیدوارم روزای خوشی رو توی تابستون پشت سر گذاشته و روزای خوشتری در انتظارتون باشه و بعد از اون امتحانای طاقت فرسا حسابی خستگی تون در شده باشه.(البته اگه گرما بهتون اجازه داده باشه )
یادمه وقتی ترم 2 وبلاگو درست کردیم برای بهتر شدن جو کلاس بود و پیش خودمون فک میکردیم که حتی تا بعد از فارغ التحصیلی هم وبلاگ فعال باشه اما...زهی خیال باطل..
جو خودمون فک میکنم بهتر شده باشه ، بیشتر همدیگه رو شناختیم اما من دلم می خواست این کار فرهنگی گروهی ادامه داشته باشه ولی اینم مث خیلی چیزای دیگه عوض شد.خودم به خاطر مسائلی که توی وبلاگ پیش اومده بود و خوشایندم نبود تصمیم نداشتم دیگه به وبلاگ بیام اما فک میکنم میتونه عوض بشه،دوباره گرم و پر شور بشه شاید خوش بینانه فک کردم اما به امتحانش می ارزه .
ترم 6شدیم دیگه،3ترم بیشتر باقی نمونده ،سختیای زیادی کشیدیم اما خوشی هم زیاد بود.برای من که زود گذشت و راستش از اینکه داره تموم میشه خوشحال نیستم.فک میکنم توی این 3 ترم میتونیم بهتر از پیش باشیم .چند وقت دیگه هرکدوم یه ادیولوزیست میشیم و وارد کار و زندگی و شاید اصلا از هم خبر هم نگیریم .الان زیاد حرف میزنیم که آره ..رابطه ی ما ادامه پیدا می کنه و چنین و چنان میکنیم..اما میدونید خیلیامون (به علاوه ی خودم) فقط سخندانی بلدیم غافل از اینکه .. به عمل کار برآید...
نمیدونم اصلا کسی این مطلبو میخونه ،اصلا به وبلاگ سر می زنید یا نه!
من مدیر نیستم ولی به عنوان یه عضو از همه دعوت می کنم باز به وبلاگ بیاید ..بیاید وبلاگو پرشور کنیم و خاطرات خوبی توی این 3 ترم باقیمونده برای همدیگه رقم بزنیم
و در آخر هم
ای دل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نه ای غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
"خوش باش"غم بوده و نابوده مخور
بله....
گفتنی ها رو گفتی نوشین جان ولی کو گوش شنوا!!!؟؟؟
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت....
چی بگم!!
مرسی که اومدی
فعال باش
سلام نوشین عزیز
دلم برات خیلی تنگیده،من که سر میزنم.
با اینکه همیشه انتظار ترم آخرو میکشیدم اما گفتی ترم آخر دلم گرفت. 4سال خاطره ی کوچیک و بزرگ.
منم همینطور
اره باید قدرشو بدونیم
مرسی
سلام و خسته نباشیدبه...
ما پسرا تو این ۴سال واقعا زندگی کردیم خیلی چیزا دیدیم و تجربه کردیم
دوره کارشناسی چه زود داره تموم میشه هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی