X
تبلیغات
رایتل

شنوایی شناسی ۸۸همدان

علمی-فرهنگی-هنری

یه خاطره:«وقتی تصمیم گرفتیم بریم غار علیصدر و .....»

داستان از جایی شروع شد که رفتیم بانک تا واسه اردوی غار علیصدر جمعه پول واریز کنیم خیر سرمون میخواستیم یه جمع دوستانه بریم اردو هر کدام از دوستان ۵ تومن از جیب مبارک بیرون آورده و شکل استریو سیلیهای OHC از شکل W در قاعده ی حلزون به X تغییر شکل یافت و در هنگام دادن پول دستها دچار پارکینسون شد ولی چاره چه بود روز پنجشنبه خصلت طمع جویی آدمی شروع به نمایانشدن کرد. ویکی از دوستان گرامی برای تهیه پول سیگار بلیطش را فروخت و اما و اما

ابتسام که به دلیل تضعیف سیستم ایمنی و استراحت دادن به سربازان لنفوسیتی زخمی شده در جنگ های ویروسی بنای اردوی دوستانه ما را کاملا فروریخت و حالا ماجرای فروش بلیط ابتسام در حالی که 2 ساعت به نیمه شب مانده بود خانم تازه یادش افتاده بود که نذاره 5 تومنش دود هوا شه دراین هنگام موهای سرها ریخته،چهار زانو نشسته،دست ها در کنار لوب تمپورال صدای اکیوسانی شروع به نواختن گرفت وراه حل های امامی پدیدار گردید بنابراین شروع به نوشتن پست تبلیغی کردیم یکی برای سالن بالا ویکی برای پایین با این مضمون :توجه  توجه  می خوای از زندگی لذت ببری پس برو غار علیصدرغارغارغار.. اگه ثبت نام نکردی گریه نکن فرصت باقی ست مراجعه شود به اتاق 23 با تشکر مشاورگرامی جولی مهلت فقط امشب....واز در آویزان کردیم ودر گوشه ای ایستاده وعکس العمل این قوم فلک زده خوابگاهی را زیر نظر داشتیم باورتون نمیشه در عرض 7 دقیقه مزایده ای راه افتاد که مپرس وما بالاخره موفق به غنی سازی جیب ابتسام شدیم.

به این میگن سیاست تبلیغاتی!! اگه احیانا خواستید کاندیدای ریاست جمهوری بشید در خدمتیم ولی خرجش بالا ست حالا خود دانید.

نوشته شده توسط من وابتسام

تاریخ ارسال: جمعه 12 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 11:14 ب.ظ | نویسنده: زلیخا | چاپ مطلب 2 نظر