X
تبلیغات
رایتل

شنوایی شناسی ۸۸همدان

علمی-فرهنگی-هنری

باعرض ادب و احترام خدمت همگی 

چند وقت پیش یه مطلب قابل تامل خوندم که دوست داشتم شمام بخونید .

"زندگی شوخی نیست  

تو با جدیتی عظیم زندگی خواهی کرد  

مثلا مثل یک سنجاب. 

و بی آنکه از ظاهر و باطن زندگی چیزی بخواهی، 

تمام کار وبارت زندگی خواهد بود. 

یعنی آنقدر که مثلا دست هایت از پشت بسته شود  

یا پشتت به دیوار بچسبد  

یا اینکه با عینک های گرد و پیراهن هایی سیاه در آزمایشگاهی به خاطر انسانها بتوانی بمیری  

به خاطر انسانهایی که حتی قیافه شان را هم ندیده ای  

بی آنکه کسی هم مجبورت کرده باشد . 

ودر حالی که میدانی حقیقی ترین و زیباترین چیزها زندگی است. 

یعنی آنقدر زندگی را جدی خواهی گرفت  

که مثلا حتی در هفتاد سالگی درخت "زیتون "خواهی کاشت! 

آنهم به خاطر خود ،نه به خاطر کودکان.  

ودر حالی که از مرگ میترسی،به آن ایمان نخواهی داشت  

یعنی قبول مرگ برای تو سنگین خواهد بود." 

 

  راستی این نثر از یه نویسنده ی خرم آبادی بود که متاسفانه اسمشو فراموش کردم.

تاریخ ارسال: دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1389 ساعت 11:39 ب.ظ | نویسنده: نوشین | چاپ مطلب 7 نظر